موسیقی
مانی جونم دیروز ماشینمون رو تحویل گرفتیم.
بابات گفت بیا بریم یه دوری بزنیم و برو خونهء مامانیت.
یه سر هم رفتیم پایین خونهء دایی نادر اونجا خوابت گرفت. بردمت تو اتاق شادی که بهت شیر بدم شادی اومد و ارگ رو روشن کرد و یه قطعه زد تو خوشت اومد.
داشتی با اشتها شیر میخوردی
صدا که قطع شد سرت رو برگردوندی
إ إإإإإإإإإإ کردی و میخواستی گریه کنی
به شادی گفتم:بزن بزن
دوباره روشنش کرد و شروع کرد به زدن تا تو خوابیدی.
کلی بهت خندید.
گفت چه بچه پر رو
بعدشم یکی از سی دی های موسیقیشو داد که بیارم خونه واست بذارم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


موسیقی
