سوغات
مانی جونم دیروز رفته بودیم خونهء مامانیم.
لواشک درست کردم.
به امید خدا سال دیکه درست واسه تو هم درست میکنم.
خاله آتوسا رفته بود دبی یه دست لباس واسه تو سوغات آورده.
خیلی بهت میاد.
امروز نگار رفته بود خرید زنگ زد گفت یه پتو واست دیده منم گفتم بگیره و واسه ناهار بیان خونهء ما.
با آتوسا اومد و دوساعت موندن و رفتن
امروز خیلی کم شیر خوردی و منو نگران کردی.
دو روزه که خیلی دستت رو میمکی به حدی که انگشتای کوچولوت قرمز میشن.
اونقدر دلت میخواد انگشت بخوری که موقع شیر خوردن هم به زور دو تا از انگشتاتو از گوشه لبت میکنی تو دهنت و منو حسابی میخندونی.
قربون این شیرین کاری هات برم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سوغات
