دلم بیرون میخواد
مانی جونم این روزا خیلی حوصله ام سر رفته
دلم گردش میخواد
دوست دارم برم بیرون
دلم میخواد مغازه ها و آدما رو که دارن بوی عیدو به خودشون میگیرنو ببینم
مهم نیست خودم خرید کنم دلم میخواد خرید دیگران رو ببینم
گر چه دیدن آدمایی که قدرت خرید خوراکشون رو هم ندارن دل آدمو پر از درد میکنه
این روزا همه از نداری و کم آوردن می نالن
همه زیر فشار اقتصادی موندن و راه فرار هم نیست ما هم جزئشون
از همه بد تر تحریم شدنمونه
چند روز پیش یه سری چیزا لازم داشتم که به بابات گفتم بگیره
تمام شهر رو گشته بود و پیدا نکرده بود
کلی غر زدم و بابات هم گفت مانی جونو بذار پیش من و خودت برو پیدا کن منم که دل تنها گذاشتن تو رو ندارم
بعد از چند روز و کلی تلفن زدنو تحقیقاتم بلاخره یه جایی رو پیدا کردیم که داشت اونم با دو برابر قیمت
سخته
زندگی داره سخت تر هم میشه اما باید تحمل کرد
امروز به بابات گفتم میخوام برم خرید عید بابات هم گفت بذار چند روز دیگه با هم بریم
من که از وضعیت بازار خبر ندارم اما اینجوری که شنیدم همه چی گروونه
راستی با بابات تصمیم گرفتیم که لباس بیرون واست نخریم آخه کلی لباس داری که اگه نپوشی واست کوچیک میشن
قراره چند دست لباس تو خونه ای و کفش واست بگیریم
قول میدم بهترینارو واست بگیرم
کلی از لباسات که بعضی هاشون رو یه بار هم نپوشیدی گذاشتم بدم به کسی دوست داشتم همه رو نگه دارم اما میدونم کار درستی نیست
یه نصیحت مادرانه هم بهت میکنم"چیزی رو که لازم نداری نگه ندار ببخش به کسی که لازم داره"
قربونت برم فرشتهء جیغ جیغوی مامان
الان خوابیدی و منم دارم واسه اون پای کوچولوت که طبق عادت باید از زیر پتو بیرون باشه ضعف میکنم




دلم بیرون میخواد
