کج خلقی
نمیدونم چرا امروز اینقدر بد اخلاق بودم به همه چیز و همه کس غر زدم انگار با همه دعوا داشتم از صبح رفتم خونه ی مامانی تا حالا که اومدم خونه حتی تو راه هم به بابای مانی جون غر زدم آروم تر برو اونم گفت چرا الکی ایراد میگیری من دارم با ۳۰ تا میرم خوب شد رفت جایی کار داشت وگر نه وضع جنگی میشد ظهر هم موقع ناهار به مهبد (پسر داییم)که ۴ سالشه گیر دادم اونم ناراحت شد غذا نخورد گفت من میرم پایین خونمون ناهار میخورم فکر کنم امروز از دنده ی چپ بیدار شدم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کج خلقی
