قهر
مانی جون مامان عزیز دلم الهی قربون این حرکتای عجیب وغریبت برم که ما رو میخندونه. دیشب سر جا به جا کردن تخت خواب خودمون با بابات حرفم شد آخه حرف منو گوش نمیده چه کار کنم؟ هر چی میگم تخت مانی جونم باید جفت تخت خودمون باشه میگه من جابه جا نمیکنم آخه تخت خوابمون یه کوچولو بزرگ و سنگینه که اینم به خاطر باباته که داییم بزرگ درستش کرده که توش جاشه بابات میگه فعلا منو تو تو تخت خودمون بخوابیم و بابات بیرون بخوابه اما من که میدونم واسه چی میگه میخواد شبا راحت بخوابه و تو بیدارش نکنی منم که زرنگ دستشو خوندم. آخرش که قبول نکرد منم قهر کردم و رفتم خوابیدم.چه خوابی یه دل درد شدید گرفتم اما به روی خودم نیوردم تا اینکه بابات طبق معمول داشت وول خور...
نویسنده :
مامان ماني جون
14:32



