حال مامان
مانی جونم چهارشنبه آخر شب مامانیم زنگ زد و گفت که حالش بده و ما رفتیم و شب همون جا موندیم.
دیروز ظهر اومدیم خونه.
خیلی نگران مامانیم هستم و هر یه ساعت یه بار زنگ میزنم و مامانیم میگه خوبم نگران نباش آخرش مرگه دیگه اینقدر حرص نخور همه میمیرن و از این حرفا
حالم زیاد خوب نیست خیلی بی حسم و فکر میکنم دارم غش میکنم.
دیشب حمومت کردم و خوب هم خوابیدی فقط زیاد شیر میخواستی و من کم اوردم.
امروز خیلی خودتو لوس میکردی و واسه بابات بغض میکردی و ما کلی بهت میخندیدیم.
دو روزه که یه سره انگشتاتو میخوری.
آب دهنت هم هی میریزه
نکنه دندون در بیاری ها آخه من و بابات هم خیلی هول بودیم
مامانیت میگه بابات ٤ ماهه تندتند دندوناش در اومده
من هم که ٦ ماهه دنیا اومدم
ببین تو چه ها بکنی
قربونت برم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


حال مامان
