مانی جونمانی جون، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 26 روز سن داره

مسافرکوچولو'مانی جون'

خستگی

1389/12/4 16:17
277 بازدید
اشتراک گذاری
یه چند روزی میشد که هر چی تو یخالمون میذاشتیم خراب میشد بابای مانی جون میگفت تو  هیچی نمخوری خودمم شک  کردم اما به این نتیجه رسیدیم که بله یخچالمون خراب شده کارمون در اومد بلاخره بابای مانی جون باید یه وقت خالی پیدا میکرد تا از تعمیرگاه یه نفر بیاد امروز اومد اما بابای مانی جون نمی تونست بمونه تا کار آقاهه تموم شه واسه همین از بابایی ومامانی مانی جون خواست تا بیان خونه ی ما با اینکه داشتن میرفتن مهمونی اما مجبور شدن بمونن وقتی کار تعمیرکار تموم شد رفتن من موندمو تو این وضعیت تمیز کردن آشپزخونه حسابی خسته شدم به حدی که از شدت کمر درد نمیتونستم تکون بخورم حتی یادم نبود ناهار بخورم تا اینکه مانی جون شروع کرد به آلارم دادن آخه هر وقت دیر غذا بخورم یا زیاد بخورم شروع به تکون خوردن میکنه به باباش رفته شکمو
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مریمولی خواهر سارارووروو
7 اسفند 89 17:50
خیلی با نمک مینویسید