امان از دست این دکترها
مانی جونم عزیز دلم امروز رفته بودم خونهء مامانیم یه اتفاق جالب افتاده بود که گاز محلشون قطع بود و همه مراسم کباب راه انداخته بودن با چای هیزمی.
امروز رفتم که هم واسه روز مادر رفته باشم هم آخرین بار قبل از زایمان.بابات ساعت ١٧:٣٠ زنگ زد که بیاد دنبالم که بریم خرید.با عجله از همه خداحافظی کردم و گفتم دیگه نمیام.
بعد از خرید اومدیم خونه و تلفن رو نگاه کردم و دیدم که از مطب دکترم زنگ زدن.
تماس گرفتم ببینم که باز چی شده که خانم منشی گفت ساعت زایمان که به دکتر اتاق عمل دادن ١٦ شنبه هست و دکتر گفته واسه شما سخته که مدت زیادی گشنه بمونی و قرار یکشنبه هشتم خرداد هشت صبح رو با اتاق عمل گذاشته خیلی عصبانی شدم اما دیگه نمیشه کاریش کرد.
پس فعلا تاریخ ٨ خرداد روز تولدته.
عزیز دلم فقط سالم باشی همین برام یه دنیا می ارزه
دوست دارم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


امان از دست این دکترها
