نوبت مامانه
پسر كوچولوي شيرينم مامان مريض شده و حال نداره گوشم حسابي درد ميكنه و حال و حوصلهء دكتر رفتن هم ندارم ديشب اونقد ناراحت بودم كه يهو گفتم يه مامان درست و حسابي هم نداريم كه بياد و ازمون پرستاري كنه يا حداقل واسه بچه مون يه غذايي درست كنه بابات نگام كرد متوجه شدم كه چي گفتم يه مامان درست و حسابي كاش مامان بود حتي اگه درست و حسابي نبود حتي اگه نميومد و ازمون پرستاري نميكرد حتي اگه واسمون غذا نميپخت بيخيال امروز نگار زنگ زد تا حالمو بپرسه و گفت رفتي دكتر؟ گفتم نه گفت حداقل آنتي بيوتيك بخور كه بدتر نشي منم گفتم نميتونم دارو بخورم حالم بد ميشه نگار هم گفت ديوونه عفونت ميره تو خونت،قلبت،مغزت و معيوب ميشي خنده ام گ...
نویسنده :
مامان ماني جون
16:17



